تبليغاتX
حجاب مصونیت است نه محدودیت

تاريخچه حجاب

اطلاع من از جنبه تاريخی كامل نيست . اطلاع تاريخی ما آنگاه كامل است‏ كه بتوانيم درباره همه مللی كه

 قبل از اسلام بوده‏اند اظهار نظر كنيم . قدر مسلم اينست كه قبل از اسلام در ميان بعضی ملل حجاب وجود داشته است
تا آنجا كه من در كتابهای مربوطه خوانده‏ام در ايران باستان و در ميان‏ قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده‏ سخت‏تر بوده است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به‏ وسيله اسلام در عرب پيدا شده است
ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع‏ به قوم يهود و قانون تلمود می‏نويسد :
" اگر زنی به نقض قانون يهود می‏پرداخت چنانكه مثلا بی آنكه چيزی بر سر داشت به ميان مردم می‏رفت و يا در شارع عام نخ می‏رشت يا با هر سنخی‏ از مردان درد دل می‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسايگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد "

عليهذا حجابی كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانكه‏ بعدا شرح خواهيم داد بسی سخت‏تر و مشكلتر بوده است
در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم می‏گويد :
" در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با كمال آزادی و با روی‏ گشاده در ميان مردم آمد و شد می‏كردند . . . "
آنگاه چنين می‏گويد : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد
زنان فقير چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادی‏ خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان ديگر ، گوشه‏نشينی زمان حيض كه‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگی اجتماعيشان‏ را فرا گرفت ، و اين امر خود مبنای پرده‏پوشی در ميان مسلمانان به شمار می‏رود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه‏ آشكارا با مردان آميزش كنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائی كه از ايران باستان بر جای‏ مانده هيچ صورت زن ديده نمی‏شود و نامی از ايشان به نظر نمی‏رسد . . . "
چنانكه ملاحظه می‏فرمائيد حجاب سخت و شديدی در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می‏شده‏اند

به عقيده ويل دورانت مقررات شديدی كه طبق رسوم و آئين كهن مجوسی‏ درباره زن حائض اجرا می‏شده كه در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری می‏جسته‏اند و از معاشرت با او پرهيز داشته‏اند سبب اصلی پيدا شدن حجاب در ايران باستان‏ بوده است . در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتی درباره زن حائض اجرا می‏شده است
اما اينكه می‏گويد : " و اين امر خود مبنای پرده پوشی در ميان مسلمانان‏ به شمار می‏رود " منظورش چيست ؟
آيا مقصود اينست كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات‏ خشنی است كه درباره زن حائض اجرا می‏شود ؟ ! همه می‏دانيم كه در اسلام‏ چنين مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخی عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است ، و همخوابگی با او نيز در مدت عادت زنانگی جايز نيست ، ولی زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتی ندارد كه عملا مجبور به گوشه‏نشينی شود
و اگر مقصود اينست كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتی است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد ، باز هم سخن‏ نادرستی است . زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به‏ حجاب نازل شده است
از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده می‏شود يعنی هم مدعی است‏ كه حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج‏ يافت و هم مدعی است كه ترك همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان‏ مسلمان و لااقل در گوشه‏گيری آنان مؤثر بوده است

در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسی ) می‏گويد :
" ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام‏ بود . عربان از دلفريبی زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعی وی را با ترديد معمولی مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافی‏ می‏كردند . عمر به قوم خود می‏گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف رأی ايشان‏ رفتار كنند . ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات می‏كردند و در كوچه‏ها پهلو به پهلوی‏ می‏رفتند و در مسجد با هم نماز می‏كردند
حجاب و خواجه‏داری در ايام وليد دوم ( 126 - 127 هجری ) معمول شد
گوشه گيری زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام‏ بودند "
در صفحه 111 می‏گويد :
" پيمبر از پوشيدن جامه گشاد نهی كرده بود ، اما بعضی عربان اين دستور را نديده می‏گرفتند . همه طبقات زيورهائی داشتند . زنان پيكر خود را به‏ نيم تنه و كمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ می‏آراستند ، موی خود را به‏ زيبائی دسته می‏كردند يا به دو طرف سر می‏ريختند ، يا به دسته‏ها بافته به‏ پشت سر می‏آويختند و گاهی اوقات با رشته‏های سياه ابريشم نمايش آنرا بيشتر می‏كردند . غالبا خود را به جواهر و گل می‏آراستند . پس از سال 97 هجری چهره خويش را از زير چشم به نقاب می‏پوشيدند . از آن پس اين عادت‏ همچنان رواج بود "

ويل دورانت در جلد 10 " تاريخ تمدن " صفحه 233 راجع به ايرانيان‏ باستان می‏گويد :
" داشتن متعه بلامانع بود . اين متعه‏ها مانند معشوقه‏های يونانی آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند ، اما زنان‏ قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می‏شدند . اين رسم ديرين ايرانی به‏ اسلام منتقل شد "
ويل دورانت طوری سخن می‏گويد كه گوئی در زمان پيغمبر كوچكترين دستوری‏ درباره پوشيدگی در زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهی كرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم‏ هجری با بی حجابی كامل رفت و آمد می‏كرده‏اند . و حال آنكه قطعا چنين‏ نيست . تاريخ قطعی برخلاف آن شهادت می‏دهد . بدون شك زن جاهليت همچنان‏ بوده كه ويل دورانت توصيف می‏كند ولی اسلام در اين جهت تحولی به وجود آورد . عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش می‏كرد : " مرحبا به زنان انصار ، همينكه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد . سر خود را با روسريهای مشكلی‏ می‏پوشيدند . گوئی كلاغ روی سرشان نشسته است "  
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام‏سلمه نقل می‏كند با اين تفاوت كه ام‏سلمه می‏گويد : " پس از آنكه آيه سوره احزاب ( « يدنين عليهن من جلابيبهن ») نازل‏ شد ، زنان انصار چنين كردند "
" كنت گوبينو " در كتاب سه سال در ايران نيز معتقد است كه حجاب‏ شديد دوره ساسانی ، در دوره اسلام در ميان ايرانيان باقی ماند . او معتقد است كه آنچه در ايران ساسانی بوده است تنها پوشيدگی زن نبوده است بلكه‏ مخفی نگه داشتن زن بوده است .

مدعی است كه خودسری موبدان و شاهزادگان‏ آن دوره به قدری بود كه اگر كسی زن خوشگلی در خانه داشت نمی‏گذاشت كسی از وجودش‏ آگاه گردد و حتی الامكان او را پنهان می‏كرد زيرا اگر معلوم می‏شد كه چنين‏ خانم خوشگلی در خانه‏اش هست ديگر مالك او و احيانا مالك جان خودش هم‏ نبود
" جواهر لعل نهرو " نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب " نگاهی به تاريخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامی ، به‏ تغييراتی كه بعدها پيدا شد اشاره می‏كند و از آنجمله می‏گويد :
" يك تغيير بزرگ و تأسف‏آور نيز تدريجا روی نمود و آن در وضع زنان‏ بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگی نمی‏كردند بلكه در اماكن عمومی حضور می‏يافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه می‏رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می‏پرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجا بيش از پيش‏ رسمی را كه در دو امپراطوری مجاورشان يعنی امپراطوری روم شرقی و امپراطوری ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراطوری روم را شكست دادند و به امپراطوری ايران پايان بخشيدند . اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند . به قراری كه نقل شده است‏ مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدائی زنان از مردان و پرده‏نشينی ايشان در ميان عربها رواج پيدا كرد . تدريجا سيستم " حرم " آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند "

سخن درستی نيست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه‏ مسلمانان غير عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد نه اينكه اسلام اساسا به پوشش زن هيچ عنايتی‏ نداشته است
از سخنان نهرو بر می‏آيد كه روميان نيز ( شايد تحت تأثير قوم يهود ) حجاب داشته‏اند و رسم حرمسراداری نيز از روم و ايران به دربار خلفای‏ اسلامی راه يافت . اين نكته را ديگران نيز تأييد كرده‏اند در هند نيز حجاب سخت و شديدی حكمفرما بوده است ولی درست روشن نيست‏ كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام‏ در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تأثير مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ايرانی حجاب زن را پذيرفته‏اند . آنچه مسلم است اينست‏ كه حجاب هندی نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است . از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن بر می‏آيد كه حجاب هندی به‏ وسيله ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است
نهرو پس از سخنانی كه از او نقل كرديم می‏گويد : " متأسفانه اين رسم ناپسند كم‏كم يكی از خصوصيات جامعه اسلامی شد و هند نيز وقتی مسلمانان بدينجا آمدند آنرا آموخت "
به عقيده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است
ولی اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكی از علل پديد آمدن حجاب‏ بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديمترين ايام حجاب را پذيرفته است
زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادی بوده است

راسل در " زناشوئی و اخلاق " صفحه 135 می‏گويد : " اخلاق جنسی آنچنان كه در جوامع متمدن ديده می‏شود از دو منبع سرچشمه‏ می‏گيرد : يكی تمايل به اطمينان پدری ، و ديگری اعتقاد مرتاضانه به خبيث‏ بودن عشق . اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسيحيت و در ممالك خاور دور تا به‏ امروز فقط از منبع اول منشعب می‏شود ، و استثنای آن هند و ايران است كه‏ ظاهرا رياضت طلبی در آنجا پديد آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است‏ " . به هر حال آنچه مسلم است اينست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست ، اما اينكه حدود حجاب اسلامی با حجابی‏ كه در ملل باستانی بود يكی است يا نه ؟ و ديگر اينكه علت و فلسفه‏ای كه‏ از نظر اسلام حجاب را لازم می‏سازد همان علت و فلسفه است كه در جاهای‏ ديگر جهان منشأ پديد آمدن حجاب شده است يا نه ؟ مطالبی است كه در قسمتهای بعدی به تفصيل درباره آنها سخن خواهيم گفت

 

!! نوشته شده توسط دختری از جنس آفتاب | 17:31 | شنبه پنجم بهمن 1387 •

پايه هاي تحقق امنيّت اجتماعي در سايه هاي حجاب بانوان

پوششي که اسلام آن را به عنوان يک حکم شرعي اعلام کرده است، يک عمل ظاهري و گسسته از عوامل و پايه ها نيست، بلکه حجاب، خيمه عفاف بانواني است که آن را بر پايه هاي خود استوار نموده و باعث ترويج ارزش امنيّت اجتماعي مي گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامي، کمک مي نمايند.

اکنون شايان ذکر است که اين پايه هاي اساسي بيان گردد:

 

1. ايمان به خدا و جهان آخرت

از مهم ترين عواملي که بانوان توسط آن به آرامش روحي و رواني دست يافته و امنيّت اجتماعي جامعه را فراهم مي نمايند، اين است که وقتي زن به خداي تعالي و علم و حکمت او ايمان آورد و معتقد گردد احکامي که براي بشريّت تشريع کرده، بودن نقص و داراي آثار مطلوبي است، از حکم الهي حجاب استقبال نموده، امنيّت اجتماعي جامعه را تضمين مي کند.

 

2. تقوا

پرهيزکاري بانوان، ضامن تأمين امنيّت اجتماعي است و تا اين پايه محکم معنوي در قلب بانوان شکل نگيرد، حجاب را نوعي محدوديّت براي خود قلمداد نموده و امنيّت اجتماعي انسان ها را تهديد مي نمايد.

خانمي که بداند تقواي الهي پادزهر بيماري دل هاست که حجاب هاي تاريک جان را غرق مي کند و لانه هاي هوس را برمي اندازد، آن را به کام جان خود مي ريزد تا عالم جانش، گلستان گل هاي سلم، طاعت و تسليم گردد و خيمه حجابش را برمي افروزد تا حافظ بوستان ارزش هاي خويشتن و آرامش دروني اجتماع خود شود.

 

3. آگاهي

شناخت سيماي زن، حقيقت حجاب، فلسفه و آثار آن از جمله پايه هاي مستحکم پوشش ديني و تبلور امنيّت اجتماعي است. وقتي خانمي به پاسخ دروني خود که چرا بايد پوشيده باشم نايل شود، پايه هاي حجاب ديني در او شکل گرفته و با آگاهي کامل به امنيّت اجتماعي ارزش مي بخشد و دوام آن را تضمين خواهد کرد. به طور کلّي، آگاهي زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم تر از آنها مسأله امنيّت اجتماعي باعث مي شود که نه تنها احساس سنگيني از پديده حجاب ننمايد، بلکه از آن به خوبي استقبال نموده، وسوسه هاي شيطاني را هيچ انگاشته و آرامش بروني و دروني اجتماع را وسعت مي بخشد.

همچنين اين پيام اصيل و عرفاني را هميشه آويزه گوش هاي خود مي گرداند:

«خواهرم! سرزمين جانت را با خورشيد آگاهي روشن کن تا بر زواياي وجودت بتابد و آن چنان که هستي خود را بشناسي، آنگاه دريابي که حجاب باله هاي شنا به سوي سرچشمه هستي امنيّت فردي و اجتماعي کامل است و پوشش هاي مهيّج وزنه هاي سنگيني است که زن را غريق ژرفاي مهيب دنيا نموده، امنيّت خود و جامعه خويش را برهم مي زند».

 

آثار و فوايد حجاب اسلامي بر تحقق امنيّت اجتماعي View Full Size Image

آثار و فوايد حجاب اسلامي بر گسترش امنيّت اجتماعي، بسيار است که برخي از آنها عبارتند از:

1. ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه.

2. جلوگيري از تهييج و تحريک جنسي و خنثي نمودن لذايذ نفساني.

3. کاهش چشمگير مفاسد فردي و اجتماعي در جامعه اسلامي.

4. حفظ و استيفاي نيروي کار در سطح جامعه اسلامي.

5. حضور معنوي گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعي.

6. کاهش تقاضاي مدپرستي بانوان.

7. حفظ ارزش هاي انساني، مانند عفت، حيا و متانت در جامعه.

8. مصونيّت زنان در همه زمانها و مکانها.

9. سلامت و زيبايي موقعيّت اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي.

10. هدايت، کنترل و بهره مندي صحيح از اميال و غرايز انساني.

11. مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب.

12. از بين بردن فشارهاي اجتماعي نامشروع و نابهنجار(8).

 

اکنون به توضيح برخي از فوايد مذکور مي پردازيم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدايي ناپذير و ابزارهاي اوليه و پايه اي جهت برقراري مداوم امنيّت اجتماعي است.

 

ايجاد آرامش رواني در افراد جامعه

نفس آدمي دريايي از خواستني ها و تمايلات است. زماني که به چيزي رغبت پيدا کند همانند دريا، توفاني مي شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براي جلوگيري از چنين موقعيت مهلک و درد طاقت فرسايي، حجاب؛ داروي درمان کننده و موجد امنيّت و صفاي روحي است. همانطور که يک بانوي تازه مسلمان آمريکايي مي گويد: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انکار دارد(9)».

 

حفظ و استيفاي نيروي کار

اسلام با التفات ويژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محيط کار مي خواهد که محيط اجتماع از لذت هاي ناهنجار جنسي، پاک شده و راه را جهت حفظ نيروي قدرتمند روحي و جسمي با حضوري معنوي در محل کار، بگشايد. در مقابل، بي حجابي و بدحجابي باعث سوق دادن لذت هاي جنسي از محيط کار و کادر خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروي کار افراد جامعه و برهم زدن امنيّت اجتماعي آنان مي گردد(10).

 

مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب

مبارزه با تهاجم فرهنگي، پديده جديدي نيست. در طول تاريخ بشر، جنگ فرهنگي، هميشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسي عليه السلام به جنگ فرهنگي متوسل شده گفت: »مي ترسم آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد برپا نمايد!»(11). يکي از جنبه هاي مهم تهاجم فرهنگي غربي ها مبارزه با حجاب و از بين بردن امنيّت اجتماعي بوده و هست و اين امر، مشخصا از زمان رضاخان شروع شد. به اين صورت که تحت عنوان متحدالشکل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشيدن لباس روحانيّت را قدغن، و مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام را نيز ممنوع کردند(12).

آنها همچنين به عنوان آزادي و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترويج دادند و حجاب را مانع اصلي اين آزادي حقيقي معرفي کردند و امنيّت اجتماعي افراد جامعه را به خطر انداختند.

حفظ حجاب و امنيّت اجتماعي و درک رابطه مستقيم و عميق اين دو مقوله، راهکارها و فوايد بسيار ارزشمندي را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب ارائه مي دهند:

1. باعث تبليغ فرهنگ ناب اسلامي و تشويق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامي مي گردند.

2. جوانان را جهت تقويت روحيه و حفظ آرامش دروني به جاي سوق دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل، به شرکت در فعاليت هاي هنري، ورزشي، فرهنگي و مذهبي رهنمون مي شوند.

3. حفظ حجاب، نه تنها باعث ايجاد امنيّت اجتماعي فراگير مي شود، بلکه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي، مسؤولان را از واردات کالاي تجملاتي، لوازم بهداشتي و آرايشي مبتذل نهي مي نمايد(13).

!! نوشته شده توسط دختری از جنس آفتاب | 16:42 | یکشنبه یکم دی 1387 •

حجاب به زن حرمت مي بخشد

پوشيدگي بدن انسان ها در برابر يكديگر از مباحث بسيار مهم و اساسي است كه از ديرباز مورد توجه بوده است. پاسخ به اين پرسش كه برهنگي خلاف طبيعت و فطرت انسان است يا خير، از مسائل مهم و تعيين كننده در حوزه تنظيم روابط اجتماعي زن و مرد است.

 

 View Full Size Image

 

  در حفظ قرآن كريم در اين زمينه آن گاه كه داستان آفرينش حضرت آدم و همسرش حوا را به تصوير مي كشد، به موضوع نياز دروني آدم و حوا نسبت به پوشيدگي اشاره كرده است كه نشان مي دهد قرآن تمايل به پوشيدگي را ناشي از عمق جان انسان مي داند.

 

قرآن كريم پس از بيان مسئله جاي گرفتن حضرت آدم و همسرش در بهشت (اعراف، 19) و تأكيد خداوند بر خودداري آن دو از نزديك شدن به درخت ممنوعه، ماجراي وسوسه و فريب شيطان را چنين شرح مي دهد: شيطان آن دو را وسوسه كرد تا زشتي هايشان آشكار شود و آن دو نيز به سبب اين فريب از ميوه درخت ممنوعه چشيدند و در اين هنگام اندام هايشان (عورت هايشان) بر آنها آشكار شد و آنان بر آن شدند تا با برگ هاي (درختان) بهشت خود را بپوشانند. (اعراف- 22) در ادامه، خداوند خطاب به همه انسان ها مي گويد: «اي فرزندان آدم به راستي براي شما لباس فرو فرستاديم كه زشتي هاي شما را مي پوشاند و زينت شماست، اما لباس پرهيزگاري بهتر است. »(اعراف 26)

 

«عفاف» يا «عفت» يكي ديگر از فضايل اخلاقي است كه همواره در تعاليم اسلامي جايگاه والايي داشته و توجه خاصي بدان شده است. در روايات متعددي عفاف بهترين عبادت شمرده شده است.

 

اميرالمومنين علي(ع) آن را بهترين خوي و خصلت و سرمنشاء هر خير و نيكي خوانده و مقام و منزلت عفيف را با مقام شهيد در راه خدا مقايسه كرده است. تمايز مفهومي «عفاف و حجاب» «حجاب» يك امر ظاهر و بيروني است؛ يعني درحقيقت پوشش ظاهري افراد، به ويژه زنان راحجاب مي گويند. اما «عفاف» يك حالت دروني است كه انسان را از گناه و حرام بازمي دارد و آثار آن در گفتار و كردار انسان نمود پيدا مي كند.

 

از مقايسه معناي حجاب و عفاف به اين نتيجه مي رسيم كه عفاف يك حالت نفساني و دروني است كه نمودهاي گوناگون دارد ازجمله عفت در نگاه، عفت در گفتار، عفت در راه رفتن، عفت در زينت، عفت در پوشش، عفت در خوردن، عفت در بعد مادي و... حجاب در حقيقت همان نمود «عفاف» در نوع پوشش است عفاف در آموزه هاي اسلامي از جايگاه بسيار والايي برخوردار است و همواره از آن به عنوان قوي ترين نيروي تعديل غرايز و شهوات انساني ياد مي شود آنچه كه تاكنون از مفهوم واژه «عفاف» به ذهن متبادر مي شده و براساس تعاليم اخلاق مذهبي شكل گرفته است.

 

استعمال اين واژه در معناي خاص «حجاب» مي باشد كه اين طريق استعمال از قبيل استعمال كل در جزء است. بايد دانست معنا و مفهوم عفاف بسيار فراتر و گسترده تر از حصر آن در معناي پوشش و حجاب است، عفاف حالتي نفساني و فطري است كه انسان را از حرام بازمي دارد اختصاص به جنسيت خاصي ندارد و نمودهاي گوناگوني دارد؛ درحالي كه حجاب امري ظاهري و بيروني است. در هر حال بايد دانست كه رعايت عفاف مي تواند تعيين كننده ترين نقش رامسير اعتدال انساني ايفا كند و آدمي را به كمال و سعادت حقيقي خويش نايل گرداند.

!! نوشته شده توسط دختری از جنس آفتاب | 8:58 | پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 •

 نا هنجاري هاي ناشي از رعايت نكردن حجاب

                                                   

مزاحمت های خیابانی شامل مزاحمان نوامیس، برهم زنندگان نظم عمومی، ویراژ دادن خودروها در خیابان و ایجاد آلودگی صوتی، سد معبركننده ها، متكدیان و ... است كه به اعتقاد شهروندان، مزاحمان نوامیس بیشترین آسیب را به جامعه و بهداشت روانی خانواده ها وارد می كنند. این افراد با متلك پرانی، ولگردی، تنه زنی و اعمال غیراخلاقی به طور لفظی و غیرلفظی نظم اجتماع را برهم می زنند و موجب سلب آرامش افراد می شوند.

امنیت اخلاقی و به نقل از مهر، با اجرای طرح امنیت اجتماعی به ویژه در بخش پوشش و حجاب بیش از 70 درصد شكایات ها از مزاحمت های خیابانی كاهش یافته است.

یك شهروند با بیان این كه مزاحمت خیابانی بیشتر در جوامع شهری دیده می شود، می گوید: این عمل نوعی توهین به شخصیت زن است و جرم محسوب می شود اما عده ای از جوانان با پرسه زدن در كوچه و خیابان ها مزاحمت های زیادی را برای دختران و زنان ایجاد می كنند.

قانون از نظر این افراد معنایی ندارد و آن ها با این اقدام ناپسند به حقوق دیگران تجاوز می كنند.

شهروند دیگری اظهار می دارد: بعضی از افراد برای تفریح خود یا جلب توجه مزاحم نوامیس می شوند و روح و روان آن ها را آشفته می كنند.

نیروی انتظامی باید هنگام تعطیلی مدارس دخترانه در كوچه ها بیشتر گشت زنی كند تا دانش آموزان دختر به راحتی به منزل برسند.

یكی دیگر از شهروندان هم می گوید: ترس و دلهره از حضور مزاحم خیابانی موجب می شود گاهی اوقات احساس كنم سایه ای پشت سرم است و این موضوع عذابم می دهد.

ارائه آموزش های تربیتی و مذهبی، ایجاد فضاهای فرهنگی و ورزشی به تناسب نیاز جوانان و جذب آن ها به این مراكز موجب كاهش مزاحمت های خیابانی و آسایش زنان و دختران در جامعه می شود.

یك كارشناس ارشد روان شناسی هم مزاحمت های خیابانی را به عنوان یكی از پدیده های غیرمتعارف اجتماعی مطرح می كند و اظهار می دارد: شروع این معضل در سنین نوجوانی است.

از نظر روان شناسی اغلب مزاحمان خیابانی دارای اختلال و بیماری های شخصیتی و ناراحتی های روحی و روانی هستند و در صورتی كه فرد بزرگسالی به مزاحمت های خیابانی اقدام كند، بیمار روانی و شخصیت وی ضداجتماعی محسوب می شود.

اكثر مزاحمان خیابانی در خانواده هایی كه سخت گیر، سهل گیر، تك والد، از هم پاشیده یا حضور پدر و مادر در آن كم رنگ است، رشد یافته اند.

كمبودهای عاطفی،فكری، روانی، نداشتن آگاهی كامل در مورد ویژگی های دوره نوجوانی، نبود آموزش ها و مهارت های ارتباطی از عوامل گرایش افراد به مزاحمت خیابانی می شود.

، این افراد در رفتار شناختی خود مانند تحصیل دچار افت شدید می شوند؛ ضمن این که مدرسه گریزی، ترک تحصیل و تاخیر در محل كار، مدرسه یا خانه در آن ها شایع است.

 مزاحمان خیابانی بیشتر به سوی رفتارهای ضداجتماعی و ناهنجاری های رفتاری مانند نزاع های خیابانی، سرقت های جزئی، تكدی گری، مصرف سیگار یا مواد مخدر و ... گرایش پیدا می كنند. برخی از مزاحمت های خیابانی موجب دوستی بین دختر و پسر و ازدواج می شود، که آمار طلاق بین این افراد به دلیل تفاهم نداشتن بسیار بالاست.

مزاحمان خیابانی به علت داشتن سابقه و مشكل آفرینی برای دیگران در چنگال قانون گرفتار می شوند،آگاهی دادن به نوجوان در مقاطع مختلف سنی، توجه به نیازهای جسمی، بهداشت روانی، همدلی و دلسوزی، آموزش مهارت های بهتر زندگی كردن، حل مسئله، تخلیه هیجان های منفی به وسیله ورزش و ... در كاهش مزاحمت های خیابانی تاثیرگذار است.

مزاحمت های خیابانی در تمام جوامع دیده می شود و این معضل در كشور ما به دلیل اسلامی بودن بسیار ناپسند است.

براساس تحقیقات انجام شده خشونت به 3 دسته جسمانی، كلامی وعاطفی تقسیم می شود كه مزاحمت های خیابانی از شایع ترین نوع خشونت كلامی علیه زنان و دختران است كه در سال های اخیر به علت بیكاری، بالا رفتن سن ازدواج و تهاجمات فرهنگی رشد چشمگیری داشته است.

 متلك پرانی، ولگردی، تنه زنی و هر نوع عمل و لفظی كه آرامش و احساس امنیت عابران را از بین می برد و نوعی احساس نگرانی و ناراحتی به وجود می آورد، از جمله مزاحمت های خیابانی محسوب می شود.

بعضی از مزاحمت ها هنگام تعطیلی مدارس توسط دانش آموزان پسر و در مسیر رفت و آمد دختران و مزاحمت های دیگر بیشتر توسط افراد بیكار و بی بند و بار و .. انجام می شوداغلب افرادی مورد مزاحمت های خیابانی قرار می گیرند كه پوشش اسلامی، آرایش و رفتار نامناسبی دارند و موجب تحریك جوانان و ایجاد ناهنجاری در جامعه می شوند. برای جلوگیری از مزاحمت های خیابانی، گشت های پیاده، سواره و نامحسوس در اوقات مختلف شبانه روز در خیابان ها، كوچه ها، معابر، پارك ها و تفرجگاه ها حضور دارند.

اطلاع رسانی از طریق نهادهای فرهنگی، صدا و سیما، رسانه ها و سخنرانی در مدارس، مراكز آموزشی و ... از اقداماتی است كه برای كاهش مزاحمت های خیابانی انجام می شود.

برنامه های هدفمندی از سوی رسانه های غربی و ماهواره ها، كشور را مورد هدف قرار داده است كه جوانان و نوجوانان را تهدید می كند و از این رو گوشزد كردن آسیب های اجتماعی برای خانواده ها امری ضروری است.

خانواده ها باید رفتار فرزند خود را كنترل و اوقات فراغت آن ها را با برنامه های سالم پر كنند، ضعف بنیان های اعتقادی، دینی و توجه نداشتن به ارزش ها موجب گرایش افراد به ایجاد مزاحمت برای زنان می شود.

مزاحمت ها به روح دختران و زنان آسیب می رساند و موجب تحقیر و از دست دادن اعتماد به نفس و سلب آسایش آن ها می شود به طوری كه همواره در حالت ترس و دلهره به سر می برند.

ریشه چنین معضلاتی به مسائل خانوادگی باز می گردد و افرادی كه ایجاد مزاحمت می كنند اغلب دچار مشکلات تربیتی هستند.

ارتباط خانواده ها با فرزندان، صحبت كردن با آن ها و آموزش رفتارهای مناسب اجتماعی می تواند تاثیر زیادی در اجتماعی كردن جوانان و كنترل آن ها داشته باشد.

 مزاحمت های خیابانی براساس قانون و مقررات مصوب قانون مجازات اسلامی از جمله رفتارهایی است كه جزو مفاسد اجتماعی تلقی می شود و مشمول مجازات است.

طبق ماده 619 قانون مجازات اسلامی هر كس در اماكن عمومی یا معابر، معترض یا مزاحم زنان، دختران و اطفال شود و به آن ها توهین كند 2 تا 6 ماه به حبس محكوم می شود.وی با بیان این كه كسانی كه ایجاد مزاحمت می كنند بار اول و دوم، ارشاد و تحویل خانواده داده می شوند و در صورت تكرار به دستگاه قضایی معرفی می شوند، طی 7 ماه سال جاری 349 نفر به علت ایجاد مزاحمت در خیابان ها دستگیر و از این تعداد 151 نفر به دادگاه معرفی شده اند و بقیه آن ها نیز با تذكر، ارشاد و اخذ تعهد تحویل خانواده های خود شده اند.

                                                                

!! نوشته شده توسط دختری از جنس آفتاب | 14:59 | دوشنبه یازدهم آذر 1387 •